ولی چند وقتیه به یه نتیجه دارم می رسم که بگی نگی زیاد بهش بدبین نیستم. یعنی میشه گاهی بذارمش جلومو و بگم: «هعی. . . . بدک نیست!» و اونم اینه که «چیزایی رو که می دونی اشتباه انجام نده»، به همین سادگی.
خیلی مخم، نه؟ ولی باورش شاید سخت باشه که این برای من قانون بزرگیه.
راستی فیلم «برف روی کاج ها» و «رخ دیوانه» رو دیدم. نمی دونم کی حوصله م بکشه بیام در موردشون بنویسم. اولی رو خیلی دوست داشتم و دومی رو نه. چند تا اشکال هم «رخ دیوانه» تو فیلم نامه ش داره. فقط اینو بگم که انقدر کارگردانش سعی کرده بود غافلگیری توش جا بده که آدم اسهال میشد. چیز قضیه رو درآورده بود به اصطلاح، چی میگن؟ (یاد کتل به خیر :))))
برچسب: پریشانی این سلسله را آخر نیست,
نویسنده: مریم مهدوی