بدترین حالت اینه که طرف خیانت کنه و من اصلا متوجه نشم. اگر انسان باشم کیه که چیزی از دست داده؟ من یا اون؟ تو خیلی از فیلم ها، خیلی از شخصیت ها هستن که ما تحسینشون کردیم اما تو داستان فیلم اونا خیلی چیزها رو از دست دادن، تنها موندن، سرشون کلاه گذاشتن، بهشون دروغ گفتن و چیزهای دیگه اما چیزی که باعث شده ما دوستشون داشته باشیم اینه که خودشون موندن و شخصیتشون رو از دست ندادن. به آدم های بد داستان فحش ندادن از روی حرص کتک کاری نکردن. کار خودشون رو جلو بردن. مهربون موندن چون مهربونی بخشی از وجودشون بوده. مثل طبیعت بودن. کاری به این نداشتن که کی داره این مهربونی رو دریافت می کنه. خودشون رو پایین نیاوردن. کار خودشون رو با بهترین کیفیتی که می تونستن انجام دادن. مثلاً شخصیت فیلم «برف روی کاج ها» زنیه که شوهرش بهش خیانت می کنه. اونم خیلی ناجور. این زنگ نمی زنه فحش بده. خودش رو کوچیک نمی کنه. ناراحت میشه اما نمی شکنه. و این خیلی باارزشه.
می خوام در هر شرایطی و در ارتباط با هر کسی، اول و آخر خودم باشم. یعنی خودمو حفظ کنم. طوری نباشم هرکسی از راه برسه منو بشکنه.
برچسب: انسان باش,انسان باشیم,انسان باشیم مشیری,انسان باشخصیت,انسان باشيم,انسان باشید,انسان باشعور,ميخواهم انسان باشم,چگونه انسان باشیم,انسان خوبی باش,
نویسنده: مریم مهدوی